2009/10/27 با ferrarienzo69
از امامزاده که برگشتیم وسایل کباب رو برداشتیم و رفتیم باغ جاتون خالی کباب رو به سیخ کشیدیم و میل نمودیم یک عدد عنکبوت هم بین دو شاخه درخت تار تنیده بود که اینم عکسش

صبح زود

دره ای بسیارزیبا در غرب روستا

نمایی دیگر

ودر آخر پایان مسافرتمان که فردای همین روز قزوین را به مقصد مشهد ترک کردیم و دو روز بعدش به مشهد رسیدیم
اثری هنری:چای،قندان،انفیه و … در کنار هم!

و در پایان باز هم یادآوری میکنم برای مشاهده عکسها با سایز اصلی روی عکس کلیک کنید و عذرخواهی میکنم از این که حجم عکسها زیاده.اگه قرار بود عکس خام رو بزارم حجم صفحه خیلی زیاد میشد اما خوب حجم رو پایین آوردم اما دیگه از این کم تر نمیشد. خدانگهدار
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
2009/10/13 با ferrarienzo69
سلام انشا الله که عذر بنده رو برای غیبت 3 ماهه ام پذیرا باشید یکی از دلایل این غیبت این بود که دسترسی به اینترنت نداشتم البته فقط این نبود در طول این سه ماه به خصوص ماه آخر مشغله های زیادی هم داشتم که دیگه اصلا تو فکر وبلاگ نویسی نبودم.
اما برسیم به مطلب الان که در واقع بهانه این پست (یا شایدم پستهای دیگر) هست . و اون مسافرتی بود که در اوایل مهرماه موفق به انجامش شدم و عکسهایی که گرفتم از این مسافرت رو به شکل سفرنامه ای میخوام به نگارش در بیارم امیدوارم که خوشتون بیاد.
البته به دلیل حجم عکسها و سرعت باز شدن صفحات سعی میکنم اونهارو تو 2 تا 3 قسمت در وبلاگ قرار بدم. در ضمن اگه میخواید اندازه واقعی عکسهارو ببینید روی اونها کلیک کنید
قصه مسافرت ما از این جا آغاز شد که من تازه از قزوین اومده بودم مشهد (چون کلاسها قرار بود از 4 مهر تشکیل بشه من یه هفته جلوتر اومدم تا ریزه کاری هایی مثل گرفتن پرینت انتخاب واحد وپرداخت شهریه رو انجام بدم) که پسر عموم بهم گفت که دوستش یه کامیونت اسم نوشته که میخواد بره از جلفا (تبریز) بیارتش که منم میخوام باهاش برم من یه کم فکر کردم دیدم من که کلاسام داره شروع میشه پس نمیتونم برم اما کار خدا رو ببین برای گرفتن پرینت که رفتم گفتن که شروع کلاسها یه هفته عقب افتاده به خاطر اینکه انتخاب واحدها دیر انجام شده(آخه یه بار انتخاب واحد اینترنتی کردم که پاک شد به خاطر همین اومدم مشهد خودشون برام واحد برداشتند) اومدم خونه گفتم منم باهاتون میام اونام گفتن باشه پنچشنبه دوم مهر بعد از ظهر راه افتادیم از مشهد ساعت 4 صبح رسیدیم قزوین. روز رو قزوین استراحت کردیم تا ساعت 8 شب که برای تبریز قطار داشتیم که البته قطار با حدود 1.30 تاخیر اومد تو این فاصله هم یه چند تا عکس گرفتیم (از این به بعد دیگه با عکس براتون توضیح میدم)

اینجا میخواستم از لوکوموتیو قطار عکس بگیرم که دوربین کاررو خراب کرد و قطار اومد رد شد

این قطار تابلو نشان دهنده سالنهاش دیجیتال بود ما سالن یازده بودیم . تو این تصویر ما یه کم شیطنت کردیم در قابشو باز کردیم سالن یازده رو کردیم یک

صبح روز بعد صبحانه رو تو تبریز خوردیم و رفتیم جلفا البته کارخانه نرسیده به جلفا بود و خود جلفا نرفتیم دیگه
کامیونهای ساخته شده در کارخانه که آماده تحویل بودند

منطقه ای بین جلفا و تبریز

میدان خلبان – تبریز

روبروی همین میدان یک رودخانه بود که یه دسته لک لک توش نشسته بودند

ساعت 2.30 بامداد رسیدیم قزوین و بعد از ظهر همون روز حرکت کردیم و رفتیم به روستای خوش آب و هوامون که عکسهاش رو تو پست بعدی میزارم انشا الله خدا نگهدار
برچسبها: قزوین, مسافرت, مشهد, تلاتر, تبریز, جلفا, غیبت
ارسال شده در طبیعت استان قزوین | بیان دیدگاه »
2009/06/11 با ferrarienzo69
او
مثل کروبی سطح تفکر بالایی دارد
چشمان تیزبین موسوی را برای دیدن مشکلات جامعه
شیوایی سخن رضایی برای حل مشکلات داخلی و بین المللی
وساده پوشی احمدی نژاد را دارد

ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »